خرید بک لینک

ديگران در تب و تاب شب عيدند ولي 


 


مثل يک سال گذشته به تو مشغولم من.....

برچسب: نویسنده: بهار امیری تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 14:41

با آنكه مرا از دل خود راند بگوييد/


 


ملكي كه در آن ظلم شود،دير نپايد.

برچسب: نویسنده: بهار امیری تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 8:33

عمر زاهد همه طى شد" به تمناى بهشت "او ندانست که در" ترک تمناست"بهشت اين چه حرفيست که در  "عالم بالاست بهشت"هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت....دوزخ از تيرگي بخت درون من و توستدل اگر تيره نباشد همه دنياست بهشتصائب تبريزي  

برچسب: نویسنده: بهار امیری تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 8:33

عاشق نشدي زاهد، ديوانه چه ميداني؟در شعله نرقصيدي، پروانه چه ميداني؟لبريز مي غمها، شد ساغر جان منخنديدي و بگذشتي، پيمانه چه ميداني؟يک سلسله ديوانه، افسون نگاه اواي غافل از آن جادو، افسانه چه ميداني؟من مست مي عشقم، بس توبه که بشکستمراهم مزن اي عابد، ميخانه چه ميداني؟عاشق شو و مستي کن، ترک همه هستي کناي بت نپرستيده، بتخانه چه ميداني؟تو سنگ سيه بوسي، من چشم سياهي رامقصود يکي باشد، بيگانه چه ميداني؟دستار گروگان ده، در پاي بتي جان دهاما تو ز جان غافل، جانانه چه ميداني؟ضايع چه کني شب را، لب ذاکر و دل غافلتو ره به خدا بردن، مستانه چه ميداني؟ مولانا  

برچسب: نویسنده: بهار امیری تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 8:33

"غربت " آن است که با جمعي و جانانت نيست.

برچسب: نویسنده: بهار امیری تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 8:33

صفحه بندی